هنری گانت شنبه ۶ شهریور ۹۵

هنری لورنس گانت در سال ۱۸۶۱ در یک خانواده ثروتمند مریلندی متولد شد. پدرش مزرعه دار موفقی بود. اما هنگامی که رئیس جمهور ، لینکن ،آزادی بردگان را اعلام کرد. ۶۹ برده ی پدر گانت آزاد شدند و وی از لحاظ مالی نابود شد.او به مدرسه مک دوناف رفت که برای بچه های بی بضاعت احداث شده بود و بر اساس اصول خشک نظامی اداره می شد. نظم و آموزش کار، دلیل ماندن گانت در این مدرسه بود. گانت توفیق قابل ملاحظه ای را در این مدرسه به دست آورد و توانست بورسیه ی دانشگاه جونز هاپکینز را به دست آورد .او پس از فارغ التحصیلی از این دانشگاه در سال ۱۸۸۰سه سال را صرف تدریس علوم طبیعی و فیزیک در مدرسه مک دوناف رفت و بعد از آن ادامه تحصیل در موسسه تکنولوژی استیونس را آغاز کرد. مطالعاتش روی فیزیک و الکتریسیته متمرکز بود و به عنوان یک مهندس مکانیک در سال ۱۸۸۴از این موسسه فارغ التحصیل شد. گانت در سال ۱۸۸۸ به عضویت انجمن مهندسان آمریکا درآمد.

گانت همچون تیلور یک مخترع بود. مهم ترین اختراع گانت طراحی قالب برای شمش های فولادی بود که از شکافتن فولادها جلوگیری می کرد و میزان ضایعات را کاهش میداد.

گانت در عمل مدیر موفقی نبود و از دردسر های شدیدی که موجب رفتارهای نا مشخص می شد رنج می برد. در سال ۱۸۹۷ یکبار دیگر در شرکت سایموند رولینگ مشین به تیلور ملحق شد و با او به فولاد بتلهم رفت.

گانت بقیه ی عمرش را در مدیریت صنعتی جدید اختصاص داد. در سال ۱۹۰۱ مقاله ای را به انجمن مهندسان آمریکا تحت عنوان یک سیستم پاداش راضی کننده ی کارگر ارائه کرد که اساس کتابش را با عنوان ” کار ، حقوق و منافع ” تشکیل داد که در سال ۱۹۱۳ منتشر شد.

گانت مقاله دیگری را در سال ۱۹۰۳ منتشر کرد که در مورد جریانات تولید بود و این مقاله با عنوان یک تعادل روزانه ی تصویری در تولید ارائه شد که بعدها نام گانت چارت را به خود گرفت.  

در این چارت فعالیت ها با مقدار زمان مورد نیاز برای انجامشان به تصویر کشیده می شود. این چارت ، ابزاری است که از آن برای مقایسه ی عملکرد واقعی با عملکرد برنامه ریزی شده استفاده می شد.

گانت در مقاله اش تحت عنوان روش های مدرن آموزش که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. دیدگاهش را در مورد آموزش صنعتی ارائه کرد. همکاری گانت با شرکت ماشین تحریر رمینگتون در سال ۱۹۱۰ شروع شد و تا سال ۱۹۱۷    ادامه یافت.

کار او در ابتدا مربوط به جریان خرید و دریافت مواد از طریق فرآیند های مختلف تولیدی ، برای تولید نهایی بود. گانت در سال ۱۹۱۷ که ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد ، به سرعت در کار هماهنگی تولیدات جنگی کارخانه های نظامی خصوصی و دولتی درگیر شد و برای موسسه های اوردنس ، صنایع جنگی و موسسه ناوگان اضطراری و کشتیرانی به خدمت پرداخت. وظیفه هماهنگی کار در کارخانه ها و بخش های مختلف درگیر در جنگ ، موجب شد که او چارتش را توسعه دهد و چارت میله ای را با هدف برنامه ریزی دقیق ارائه کند. او از چارت برای ارائه ی تصویر گرافیکی از زمان به جای کیفیت ، استفاده کرد و مدیران را قادر کرد تا پیشرفت های یک پروژه و وظیفه ای را که باید به دنبال برنامه اتفاق افتد نظارت کنند.

ادامه مطلب

تیلور شنبه ۶ شهریور ۹۵

فردریک وینسلو تیلور در ۲۰ مارس ۱۸۵۶ در جرمان تاون پنسیلوانیا متولد شد. پدر تیلور اهل یک خانواده پیوریتن و حقوقدان بود.

تیلور بعد از تکمیل مطالعات ابتدایی و سفر به اروپا ، در امتحانات ورودی دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد پذیرفته شد. بین سال های ۱۸۷۴ تا ۱۸۷۸ برای موسسه هیدرولیک که یک شرکت سازنده پمپ در فیلادلفیا بود ،کار کرد.در اینجا تیلور ، مهارت های مکانیکی و ساخت الگو را فرا گرفت.

در سال ۱۸۹۸ تیلور به عنوان یک مشاور برای شرکت آهن بتلهم ( که بعدا شرکت فولاد بتلهم نام گرفت ) منصوب شد. تیلور برای سه سال در این شرکت باقی ماند.

در سال ۱۹۰۱ اوضاع بتلهم وخیم و روش های تیلور موجب تنفر کارگران و همچنین مدیران این شرکت شد و تیلور در ماه می همین سال از این شرکت اخراج گردید.

 

تیلور در سال ۱۹۰۶ رئیس انجمن مهندسان آمریکا شد. در سال ۱۹۱۰ انجمنی برای ارتقای مدیریت علمی تاسیس شد که مهندسان و صنعتگران را در تمام جهان ، با قصد ادامه ی کار تیلور هدایت می کرد. این انجمن بعد از مرگ تیلور به نام انجمن تیلور تغییر نام داد. تیلور در سال ۱۹۱۱ کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر کرد که در تمام ایالات متحده مورد استقبال قرار گرفت. تیلور سرانجام در مارس ۱۹۱۵ بر اثر ذات الریه در فیلادلفیا چشم از    جهان فرو بست.

مدیریت علمی:

 

هدف مدیریت علمی ، کشف قوانین علمی برای انجام کار و پی بردن به ” یک

بهترین روش انجام کار“ برای وظایف اساسی مدیریتی از جمله انتخاب ، ارتقا ،

نظام جبران خدمات و تولید بود. تیلور برای تعیین بهترین روش انجام کار از

مطالعات زمان سنجی و حرکت سنجی استفاده کرد و یک سیستم قطعه کاری را

برای به حداکثر رساندن تلاش کارگر به کار برد.

 

تیلور به شدت معتقد بود که مدیر موفق ، مدیری است که هر جنبه از فرآیند تولید را

کنترل کند و برای رسیدن به آن ، مدیران باید برنامه ریزی را متمرکز کرده ، از اجرا

جدا کنند. کارگران باید تنها آنچه را که مدیران ، برنامه ریزی می کنند انجام دهند.

شاید بتوان گفت که این مشهورترین اصل مدیریت علمی است. تیلور در یک سخنرانی

در سال ۱۹۰۶ اظهار کرد : ما از کارکنان خود در برنامه هایمان خلاقیت نمی خواهیم

ما از همه کارکنانمان می خواهیم که از دستوراتی که به آنها می دهیم اطاعت کنند و

آنچه را که به آنها می گوییم، بی درنگ انجام دهند.

 

به طور کلی تیلور در مدیریت علمی به ۴ اصل زیر اشاره می کند :

 

۱- روش های علمی باید جایگزین روش های سرانگشتی شوند.

۲- کارکنان باید به دقت انتخاب شوند، آموزش ببینند و بهبود یابند تا وظایف

کاملا واضح را انجام دهند.

۳- مدیران باید با کارگران برای فراهم کردن اصول مدیریت علمی همکاری

کنند.

۴- مسئولیت ها باید تقریبا بین مدیریت و کارکنان بطور مساوی تقسیم شوند،

اما مدیران باید وظیفه تصمیم گیری را بر عهده بگیرند.

ادامه مطلب

امرسون شنبه ۶ شهریور ۹۵

۱۲ اصل کارایی

۵ اصل اولیه ی امرسون به روابط بین شخصی ، خصوصا کارفرما و کارکنان

مربوط می شود و ۷ اصل باقی مانده عمدتا به روش شناختی یا مفهوم سیستم

ها در مدیریت اشاره دارند:

۱- هدف کاملا تعریف شده

۲- عقل سلیم ( قضاوت صحیح )

۳- شورای شایسته

۴- انضباط

۵- رفتار عادلانه

۶- یادداشت های دقیق ، فوری ، کامل و دائمی

۷- سرعت

۸- استاندارد ها و زمان بندی

۹- شرایط استاندارد

۱۰- عملیات استاندارد

۱۱- دستورالعمل های مکتوب

ادامه مطلب

هنری فایول چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵

هنری فایول و اصول علم اداره

هنری فایول در سال ۱۸۴۱ در لیون فرانسه متولد شد و در مدرسه ملی معادن آموزش دید. در سال ۱۸۶۰ کار خود را به عنوان مهندس معدن در گروه صنعتی معادن و فلزات کمنتری آغاز کرد و از سی سالگی به بعد در  پست های مدیریتی رده بالا به خدمت ادامه داد.

اولین اقدام فایول ایجاد یک بنیه مالی برای شرکت بود که بدین منظور به جستجوی منابع مالی در مناطق مختلف پرداخت و تعدادی از شرکت های کوچک خود را ادغام نمود. این روند در سال ۱۸۹۲ با به مالکیت در آوردن ماشین آلات نورد آهن و فولاد شرکت دکازویل به نقطه اوج خود رسید و شرکت از ان پس نام خود را به شرکت کامنتری-فوقشامبلت- دکازویل تغییر داد. سرانجام هیآت مدیره شرکت در سال ۱۹۰۰ هنری فایول را که ۱۲ سال مدیریت شرکت را بر عهده داشت به عضویت هیات مدیره پذیرفت.

 

فایول در سال پایانی عمرش رابطه بین تیلوریسم و آنچه را که در آن زمان در فرانسه به عنوان فایولیسم معروف بود تبیین و هر گونه کوشش برای مقابل هم قرار دادن این دو تئوری را محکوم کرد. همانطور که ارویک بیان کرده است، کار تیلور و فایول اساسا مکمل یکدیگر بود. آنها هر دو مسئله پرسنل و مدیریتش را در تمام سطوح، کلید موفقیت صنعتی می دانستند و هر دو روش علمی را برای آن به کار می بردند.

    فایول از کلمه اداره ( مجموعه ای از وظایف سازمانی که توسط مدیران و سرپرستان ارشد انجام می گیرد) به جای مدیریت ( فعالیتهایی که در سطوح پایین تر مدیریت انجام می گیرد) استفاده نمود که سر در گمی هایی را نیز در نوشته های انگلیسی زبان درباره ی مدیریت سبب گردید.

کتاب اصلی فایول ( اداره امور عمومی و صنعتی برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، هماهنگی و کنترل ) در سن ۷۵ سالگی وی منتشر شد. او کتابش را بر ۴ محور اصلی شامل بخش هایی در مورد آموزش مدیریت ، اصول و عناصر مدیریت ، بازتابی از تجربیاتش از مدیریت و درس هایی از جنگ جهانی اول ، برنامه ریزی کرده بود ، در حالی که در عمل تنها دو بخش اول در یک جلد با کمتر از ۱۰۰ صفحه پدادار شد.

فعالیت های شش گانه سازمان صنعتی :

فایول در کتاب مدیریت عمومی و صنعتی ، کل سازمان را در قالب پیکره ای واحد تصور می کرد و فعالیت های آن را به ۶ طبقه زیر قابل تقسیم می دانست :

۱- فعالیت های فنی ( تولید ، ساخت و انطباق )

۲- فعالیت های تجاری ( خرید ، فروش و مبادله )

۳- فعالیت های مالی ( استفاده ی بهینه از سرمایه ، تامین منابع مالی ، تنظیم و اجرای بودجه )

۴- فعالیت های ایمنی ( محافظت از دارایی ها ، افراد ، اطلاعات و  سیستم )

۵- فعالیت های حسابداری ( انبارگردانی ، ترازنامه ، هزینه ها و درآمد ها )

۶- فعالیت های مدیریتی ( برنامه ریزی ، سازماندهی ، فرماندهی ،هماهنگی ، کنترل )

به اعتقاد فایول اگرچه مدیریت ، تنها یکی از گروه های شش گانه ی فعالیت های لازم در سازمان ها محسوب می شود ، ولی مهم ترین می باشد و به همین دلیل آن تنها طبقه ای بود که در نوشته هایش بر آن متمرکز شد.

چهارده اصل فایول :

فایول همچنین در کتابش ۱۴ اصل مدیریت را مطرح می کند ، اصولی که او غالبا در طول زندگی کاری خویش از آن ها استفاده می کرد. وی تاکید می کند که این اصول مطلق نیستند، بلکه متناسب با نیاز قابل تغییر می باشند. او همچنین بر جامعیت این اصول ادعایی نمی کند.

۱۴ اصل فایول به قرار زیر می باشد :

۱- تقسیم کار

۲- اختیار

۳- نظم

۴- ثبات اشتغال به کار کارکنان

۵- خلاقیت ( ابتکار )

۶- روح یگانگی

۷- وحدت فرماندهی

۸- وحدت رویه

۹- انضباط

۱۰- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی

۱۱- جبران خدمات کارکنان

۱۲- تمرکز

۱۳- زنجیره فرماندهی

۱۴- برابری

ادامه مطلب

چارلز بابیج چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵

چارلز بابیج و صرفه جویی های تخصص گرایی

چارلز بابیج در ۲۴ دسامبر سال ۱۷۹۲ در حومه لندن به دنیا آمد. پدرش یک بانکدار ثروتمند انگلیسی بود و در سدسازی نیز اشتغال داشت. چارلز بابیج قسمت عمده ای از عمرش را بیماربود و فردی بدخلق و بی حوصله شده بود. او با وجود بیماری ، علاقه مند به آگاهی و دانستن بود و نهایتا برای مطالعه ریاضیات راهی کمبریج شد.

بابیج در طول سالها فعالیت علمی در کمبریج در سال ۱۸۲۰ به اتفاق همکارانش موفق به راه اندازی انجمن اخترشناسی شد و در سال ۱۸۲۸ به درجه استادی در رشته ریاضیات دانشگاه کمبریج نائل گشت و برای هفت سال در این سمت فعالیت کرد توانایی ها و استعداد های او در ریاضی به وی کمک کرد ماشین حساب مشهورش را اختراع کند که پیشروی کامپیوترهای دیجیتالی امروزی شد.

بابیج علاوه بر کتاب ”اقتصاد ماشین آلات و تولید کنندگان“ بیش از ۸۰ کتاب و جزوه تالیف کرده است که بیشتر آنها راجع به علوم و موضوعات فنی می باشند. سرانجام بابیج در ۱۸ اکتبر سال ۱۸۷۱ در لندن چشم از جهان فروبست.

تخصص گرایی

بابیج قلمرو وسیعی از موضوعات را در کتاب ”اقتصاد ماشین آلات و تولیدکنندگان“ مورد بحث و بررسی قرار داده که در یکی از فصل  های این کتاب به اهمیت ابزارها ، مکان کارخانه و واحدها و استفاده از ماشین های حساب پرداخته است.

یکی از ویژگی های ارائه شده توسط بابیج ، تقسیم فیزیکی و فکری کار است. بابیج در این مورد از خود سوال می کند که اگر تخصص گرایی برای کارگران کارخانه به خوبی جواب می دهد. چرا این کار را برای ریاضیدانان انجام ندهیم؟

به اعتقاد بابیج تخصص گرایی، همچنین نوآوری ناشی تقسیم کار را ترغیب می کند. بابیج نیز همانند اسمیت معتقد است: متخصصی که در یک کار خبره می شود، به احتمال بیشتر می تواند مخترع یا مبتکر ابزار یا فرایندهایی برای بهبود کارش شود. نهایتا تخصص گرایی موجب سازگاری دقیق تر افراد با وظایفشان می شود.

بابیج معتقد بود: با تجارت باید طبق اصول علمی رفتار نمود. او معتقد بود: منطق گرایی نه تنها در سطح کلان اقتصادی بلکه در سطح تجارت خرد نیز باعث نظم و کامیابی می شود.

  بعد از فوت بابیج کارهای او خصوصا در مورد ماشین حساب تا سال های ۱۹۴۰ مورد توجه کمی قرار گرفت  تا اینکه دانشمند دیگر انگلیسی به نام آلن تورینگ که به اتفاق همکارانش بر روی پروژه رممز گشایی کامپیوترها در طول جنگ جهانی دوم کار می کردند، به کار قابل توجه بابیج در مورد اختراع کامپیوتر قابل برنامه نویسی پی بردند. نیمه دوم قرن بیستم نقطه عطفی در توجه به کارهای بابیج بود و در این ایام از او به عنوان پدر کامپیوتر یاد کردند.

ادامه مطلب

آدام اسمیت چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵

آدام اسميت وتقسيم کار(تخصص گرايي)

تاريخ واقعی تولد آدام اسميت نامعلوم است اما با این حال،گفته شده که او را در ۵ ژوئن سال ۱۷۲۳ غسل تعمید دادند.وی متولد کشور اسکاتلند می باشد وهنگام تولد پدرش را از دست داده بود.اسمیت در سال ۱۷۵۱ و در سن ۲۸ سالگی به عنوان استاد منطق در دانشگاه گلاسکو برگزیده شدو در سال بعد به دریافت کرسی فلسفه اخلاق نائل گردید.سخنرانی های او موضوعات اخلاقیات،فن بیان ،فقه و اقتصاد سیاسی یا سیاست و درآمد را دربرمی گرفت.

 اسمیت در سال ۱۷۵۹ تئوری عقاید اخلاقی را که مجموعه سخنرانی های او در گلاسکو بود منتشر کرد ، این تئوری در فرانسه و آلمان نیز منتشر شد.در سال ۱۷۷۶ دوست مشهور او (دیوید هیوم) فوت کرد.اسمیت کتاب ”تحقیق و جستجو در ماهیت و علل ثروت ملل“ را منتشر کرد که در آن به طور مشروح به بررسی پیامدهای اقتصاد آزاد (اقتصاد بازار) پرداخته است.

این کتاب مفاهیمی را همچون منفعت طلبی ، تقسیم کار ، کارکرد بازارها و کاربردهای بین المللی اقتصاد آزاد (فارغ از دخالت دولت) دربرمی گرفت . اسمیت همچنین به خاطر نوشتن کتاب ”دست نامرئی“ مشهور شده است ، او در این کتاب نشان می دهدکه چطور نفع شخصی ، استفاده ی کاراتر از منابع را در یک اقتصاد ملی هدایت میکند.

آدام اسمیت سرانجام بعد از بیماری در ۱۷ ژوئیه یال ۱۷۹۰ از دنیا رفت .بعد از مرگش معلوم شد که او قسمت هنگفتی از درآمدش را وقف کارهای بی شماری کرده است.

بحث اسمیت از تقسیم کار در سه فصل ابتدایی کتاب ثروت ملل ، در تفکر مدیریت ، نقش بسزایی داشته است . او پیامد تقسیم کار را با تشریح یک کارخانه سوزن سازی نشان می دهد.

 

اسمیت سه دلیل را برای افزایش خروجی به خاطر تقسیم کار ، مطرح می کند که عبارتند از :

۱- افزایش مهارت کارگر در نتیجه تقسیم کار

۲- صرفه جویی در زمانی که عمدتاَ به خاطر تغییر از  یک مرحله به مرحله دیگر از بین می رفت.

۳- افزایش اختراع ابزارآلات و وسایل  کار

 

به طور کلی مبانی توسعه ی خط مونتاژ ، اصول اولیه ای بودند که آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل به آنها پرداخت. ایده های او در مورد تقسیم کار ، برای ساده سازی کارها و زمان سنجی مهم هستند و همچنین به حوزه هایی مثل ساده سازی تولید قابل تعمیم می باشند. تاکید او بر  روابط بین تخصص گرایی  و تکنولوژی ، مشابه تئوری های چارلز بابیج و دیگر پیشگامان مدیریت است که بعد از او مطرح شدند.

ادامه مطلب